کودکان و ترسهای همیشگی

کودکان و ترسهای همیشگی در پورتال جامع فرانیاز فراتراز نیاز هر ایرانی

سرتیتر های مهم مقاله

کودکان و ترسهای همیشگی ,شان یکی از معضلات خانواده ها است..ترس، هیجانی است

که هنگام احساس خطر در شخص به وجود می آید

و او را به فرار از آن موقعیت ترس آور وا می دارد. فردی که بشدت ترسیده باشد، از ارضای نیازهایش باز می ماند،

تعادل روانی اش به هم می خورد و نمی تواند از فرصت ها و توانایی هایش

به طور مناسب استفاده کند.با ما همراه باشید در فرانیاز

کودکان و ترسهای همیشگی

کودکان و ترسهای همیشگی

کودکان و ترسهای همیشگی

مقدار معینی از ترس نه تنها برای کودکان،

بلکه برای بزرگسالان نیز شرط بقا

و ادامه زندگی و حیات و دور داشتن انسان از حوادث و خطرهاست، اما در صورتی

که ترس از حد معینی تجاوز کند، فرد را از انجام امور روزمره بازمی دارد و باید به درمان آن اقدام شود.

 

کودکان و ترسهای همیشگی

ترس های نابجا بر خیال و توهم استوار است و آسیب های فراوانی بجا می گذارد.

ترس های طبیعی پایه و اساس عقلانی دارند و در صورت نبود آن، فرد در معرض

خطر قرار می گیرد. نخستین ترس در کودکان، صداهای ناگهانی، بلند، فریاد تند و

قوی و احساس افتادن از جای بلند است. این انگیزه ها به تدریج برحسب مراحل رشد

دگرگون می شود. کودک در دوره طفولیت، از اشخاص بیگانه و جاهای ناآشنا

و احساس از دست دادن شخص معین، مثلاً مادر، می ترسد.

 

او در دوره نوجوانی و بلوغ به مفهوم مرگ پی می برد و از آن می ترسد.

نوع و میزان ترس کودک از پدیده های مختلف، به عواملی چون سن، جنس، تجارب گذشته،

میزان رشد ذهنی، ارزش های اجتماعی و فرهنگی که کودک از والدین

و همسالان خویش آموخته و بالاخره درجه امنیتی که کودک از آن برخوردار است،

بستگی دارد.میزان و شدت ترس در سه سالگی به اوج خود می رسد. در سه سالگی ترس

جنبه موقعیتی دارد. یعنی افراد، اشیا و حیوانات موجود در محیط و تاریکی،

موارد ترس بچه را تشکیل می دهند. تا سال های نوجوانی، ترس بیشتر جنبه تعمیمی دارد.

یعنی کودک زمانی از چیزی ترسیده است و از آن به بعد آن را تعمیم می دهد.

این نوع ترس غالباً با اضطراب و نگرانی همراه است. گفته شده است

ترس هایی که بیش از دو سال دوام یابد، از نظر بالینی نیاز به توجه دارد.

 کودکان و ترسهای همیشگی

انواع ترس در کودکان

مطالعات نشان می دهد که کودکان دو تا شش سال به طور متوسط

دچار چهار تا پنج نوع ترس مختلف هستند و به طور میانگین هر چهار روز یک بار واکنش های

ناشی از ترس در آنان مشاهده می شود. همچنین پژوهش های مختلف مشخص می کند

که ترس در دختران بیشتر از پسران وجود دارد و نوع ترس دختران بیشتر از حیواناتی

مانند مار، موش و سوسک است، در حالی که پسران بیشتر از این که مورد سرزنش

و انتقاد دیگران واقع شوند، می ترسند. همچنین میزان و شدت ترس در دختران بیشتر

از پسران است. معمولاً با افزایش سن، میزان و شدت ترس ها کاهش می یابد،

اما بعضی از ترس ها در سنین خاصی تظاهر می کند. با این حال، امکان دارد ترس های

دوران کودکی پیامدهای درازمدت داشته باشد. به نظر می رسد با افزایش سن،

به جای از بین رفتن ترس، سبک ابراز آن تغییر می کند.

ترس موجب بعضی رفتارهای نامناسب می شود، مانند: لکنت و گرفتگی زبان،

ادرار غیرارادی، خواب پریشان و با حرکات عصبی، حسودی و کمرویی.

 

علل ترس در کودکان

۱) به طفل آموخته می شود که محتاط و بیمناک باشد.

زیرا ناچاریم در موارد مختلف

طفل را با ترس آشنا سازیم. برای مثال او باید از آتش یا از حرکت اتومبیل ها بترسد

. اما برخی از مادران اطفال را از اشیا یا اشخاصی که نباید بترسند، بر حذر می دارند.

این مادران ممکن است به خاطر آسودگی خویش و انصراف بچه از خیره سری او را از پلیس

یا دکتر بترسانند یا مادری ممکن است به طفل بگوید: باشد تا وقتی که مدرسه بروی و

ببینی که اگر حرف بزرگتران را نشنوی، چه بلایی به سرت می آورند.

به این طریق است که اطفال غالباً از مردم یا مکان هایی می ترسند که باید مورد محبت

و علاقه آنان باشد و در حقیقت یک نوع ترس بیهوده به آنان تلقین می شود

 

۲) طفل بر اثر تجربیات خود با ترس آشنا می شود.

اگر طفل در موقعیت خاصی ترسیده

یا صدمه دیده باشد، احتمالاً در آینده نیز از همان موقعیت و وضع دچار ترس و دلهره خواهد شد.

اگر طفلی در حالی که سوار اتومبیل بوده تصادف کرده باشد، ممکن است از سوار شدن

مجدد به اتومبیل بترسد. اگر بخاری داغی دستش را سوزانده باشد،

ممکن است دیگر نگذارد که او را نزدیک بخاری ببرند.

 کودکان و ترسهای همیشگی

۳) ترس طفل ممکن است در نتیجه تقلید از چیزی باشد.

کودک کم سن

برای اطفال بزرگتر و افراد بالغ اهمیتی زیاد قائل است و آنان را بسیار دانا و قوی تصور می کند.

بنابراین، اگر یکی از آنان از چیزی بترسد، کودک کم سن تر فکر می کند که آن چیز باید

خیلی وحشتناک باشد و به ناچار او نیز دچار ترس می شود. به این علت است که

افراد بالغ هرگز نباید حتی به عنوان شوخی خود را ترسان نشان دهند. ترس های

بی شماری وجود دارد که به این روش آموخته می شود. کودکان معمولاً از سگ،

رعد و برق یا بیگانگان می ترسند، زیرا پدر و مادرشان این ترس را به آنان تلقین کرده اند.

 

۴) خیال و تصور طفل کم سن مستعد ترسیدن از اشیایی بخصوص است

که حرکت یا تولید صدا می کنند؛ زیرا طفل تصور می کند که آنها زنده اند و ممکن است او را اذیت کنند.

 

پیشگیری آسان تر است

پیشگیری از ترس به مراتب آسان تر و عملی تر از درمان آن است،

بنابراین تا حد ممکن با حذف علل از بروز ترس جلوگیری کنید. همچنین برای درمان ترس باید

علل آن شناخته شود و درمان، با توجه به علل بروز آن انجام گیرد. برای درمان ترس

کودکان باید به والدین و اطرافیان کودک کمک شود، از طریق استدلال و عمل به کودک

نشان داده شود که ترس او بی مورد و بیجاست، به کودک جرأت و مهارت مبارزه

با ترس آموخته شود و تا حد ممکن با موقعیت های ترس آور عملاً آشنا شود.

از ترساندن کودکان از چیزهایی نظیر تاریکی، دیو و لولو به طور جدی خودداری کنید.

با کودکان با نهایت محبت و مهربانی رفتار و در زمینه افزایش اعتماد به نفس آنان

به طور جدی اقدام کنید. باید از قدرت و نیروی محرک ترس آور کاسته و آن محرک

را با یک محرک نشاط آور توأم کنید. از مشاهده فیلم های ترسناک و گوش دادن به داستان های ترس آور جلوگیری کنید.

 

نکاتی درباره ترس ها

* در کمک به کودکی که سعی دارد بر ترس خود غلبه کند، شتاب زده عمل نکنید.

اگر فشار وارده بیش از حد باشد، نه تنها ترس اولیه را حفظ می کند، بلکه از جانب

پدر و مادر هم که او را بی محابا به کار خطرناک وادار می کنند، ترس جدیدی به وجود می آید.

 

* تحسین و تشویق در کمک به کودک برای غلبه بر ترس هایش، بسیار مۆثر است

و باید مورد استفاده قرار گیرد. او باید بیاموزد که شکست ها و عدم

موفقیت ها را به عنوان حقیقت زندگی و بدون ناامیدی و یأس بپذیرد.

 

* یکی از آسان ترین شیوه هایی که کودکان با استفاده از آن،

نگرش ها و طرز فکرهای خود را می آموزند، تقلید از والدین یا بزرگسالان دیگر است.

وقتی کودکی با ترس و هراس واکنش نشان می دهد، در واقع درس هایی

را که از جامعه خود آموخته است، جواب می دهد.

والدین و معلمان باید تا آنجا که می توانند الگوی مناسبی برای کودکان باشند.

 

* استدلال و منطق، اسلحه نیرومندی برای مقابله با تمامی ترس هاست،

به شرط آن که واضح و روشن و مطابق با سطح درک و فهم کودک باشد.

کودکان و ترسهای همیشگی

چگونه با کودک ترسو برخورد کنیم

 

ترس در همه ی افراد امری عادی است.

کودکان نیز همیشه از مسائلی ترس دارند

اما اینکه چگونه در هنگام ترس با کودک خود برخورد کنیم مسئله ای است

که اهمیت بسیار زیادی دارد و می تواند تاثیر مهمی در رفتار وی داشته باشد.

بچه که بودم همیشه از گیاهی که جلوی در خانه سبز شده بود می ترسیدم.

می دانستم که این فقط یک گیاه است و مادر بارها این مساله را برایم تکرار کرده بود

اما حالت عنکبوتی شکلش دلم را می لرزاند و ترجیح می دادم هرگز از کنارش رد نشوم…

 

دلم می خواست مادرم به جای توضیح این مساله بیلچه ای برمی داشت

و آن گیاه را از ریشه می کند. حالا که فرزنددار شده ام وقتی پسرم می گوید:

«مامان! روی دیوار سوسکه» و لکه روی دیوار را نشانم می دهد، می دانم بهتر است

به جای تکرار این مساله که «نه مامان! سوسک نیست و فقط لکه است»،

دستم را آرام روی آن بکشم. کودکان ما با تر س های زیادی روبرو هستند

که برخورد نامناسب ما با آنها می تواند باعث نهادینه شدن یا گسترش

آن ترس در وجودشان شود. در گفت و گویی با دکتر حسین پورشهریار، روان شناس،

عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

در رابطه با ترس های دوران کودکی و نحوه صحیح برخورد با آنها پرسیدیم.

 

لطفا بفرمایید چه ترس هایی در دوران کودکی طبیعی و چه ترس هایی غیرطبیعی محسوب می شود؟

قبل از اینکه ترس ها را به ۲ نوع طبیعی و غیرطبیعی تقسیم کنیم بهتر است

بگوییم از نظر تحولی ترس هایی وجود دارد که از ابتدای زندگی هستند

و تا آخر عمر هم ادامه می یابند مثل ترس از صدای بلند. همان طور که یک فرد بزرگسال نسبت

به صدای بلند واکنش نشان می دهد یک نوزاد هم با شنیدن این صدا چشمانش را می بندد،

عضلاتش را جمع می کند و اگر دستش باز باشد آن را مشت می کند…

برخی از ترس ها با افزایش سن به صورت طبیعی ایجاد می شوند یا از بین می روند.

برخی ترس ها هم در ابتدا هستند و با توجه به توانمندی های فرد به مرور کم می شوند.

این ترس ها طبیعی محسوب می شوند اما ترس هایی که نیستند و یکدفعه ایجاد می شوند

و ترس هایی که دیر از بین می روند از جمله ترس هایی هستند که نگران کننده اند

و باید درمان شوند. به این ترس ها ترس ثانویه می گوییم

و شامل ترس از تاریکی، تنهایی و مکان ها و موقعیت های خاص است.

 

دلیل بروز ترس های ثانویه چیست؟

کودکان و ترسهای همیشگی

ما در موقعیت هایی که احساس ناامنی کنیم، می ترسیم و وقتی متوجه دلیل آن می شویم،

از دلیلش می ترسیم. اگر تاریکی باعث این احساس شود از تاریکی می ترسیم و…

اما گاهی نمی دانیم که از چه چیزی احساس ناامنی می کنیم. اسم این ترس اضطراب است.

ویژگی عجیب این ترس ها این است که خیلی سریع به موضوع های جدید

ربط پیدا می کنند. یعنی فردی که از رانندگی می ترسد،

کم کم از خیابان هم می ترسد و از ماشین های دیگر هم وحشت پیدا خواهد کرد.

بله، گاهی می بینیم کودک از مانتویی که به چوب لباسی آویزان شده وحشت دارد.

دلیل این ترس، هم همان ناامنی است؟

بله، همان طور که گفتم تاریکی، تنهایی و مکان ها و موضوع های خاص

در کودکان باعث ایجاد احساس اضطراب می شود. به عنوان مثال، اضطراب

جدایی ممکن است باعث شود کودک از صدای هواکش آشپزخانه یا هود یا مانتوی

مادر که به چوب لباسی آویزان است و شکل خاصی پیدا کرده بترسد

یا کودکی از باز کردن در کمد بترسد چون داخل آن تاریک است و…

و چطور باید با آنها برخورد کنیم؟

کودکان و ترسهای همیشگی

مهم این است که در این شرایط واکنش ما واکنش هیجانی نباشد.

اگر ترس کودک ما را خیلی نگران یا عصبانی کند، خطرناک است و ممکن است

باعث تقویت این ترس ها در کودک شود. باید به کودک اجازه دهیم ترسش را ابراز کند

و بعد بدون اینکه خیلی با او حرف بزنیم و سعی کنیم با حرف، ترسش را کم کنیم

عملا او را در موقعیت آرامش قرار دهیم. مثلا اگر کودک از تاریکی می ترسد

به جای توضیح دادن این مساله که تاریکی ترس ندارد، می توانید همراه او به اتاق بروید

و وقتی ترسش شروع شد به او نشان دهید، می تواند برق را روشن کند. اگر می ترسد

از آلوده شدن پاهایش در دستشویی و با این همه پایش خورد به کف دستشویی

به جای آنکه مدام بگویید اشکال ندارد یا آب بگیر، خودتان پایتان را کف دستشویی بزنید

و آب بگیرید و بگویید مشکلی نیست! اینکه کودک ببیند این مسائل چندان نگران کننده نیستند موثرتر است.

 

چرا نباید واکنشمان هیجانی باشد؟

کودکان و ترسهای همیشگی

چون نه فقط ترس، بلکه هر واکنشی که رنگ و بوی هیجانی داشته باشد مسری است!

فکر کنید هوا تاریک می شود یا در خانه اید و برق می رود، اولین واکنش مادر این است

که دخترم نترسی، یعنی قاعدتا باید بترسی! پس خودمان ترس را القا می کنیم.

او تجربه ای ندارد و چشمش دنبال واکنش ماست. باید به او نشان دهیم که این مساله ترس ندارد.

یا فرض کنید در خانه اید و زنگ در زده می شود. اگر مادر بگوید: «ای وای کیه؟»

یا یک دفعه از جا بلند شود و به سمت آیفون بدود تا ببیند چه کسی پشت در است،

انگار که اتفاق عجیبی افتاده، این حس را القا می کند که ترسیده ! با این کار کودک نگرانی را می آموزد.

در یک اتفاق غیرمنتظره مهم است که ما فقط تعجب می کنیم یا به هم می ریزیم.

گاهی ما اضطراب را جایگزین تعجب می کنیم. نباید کاری کنیم که جایی

که کودک باید تعجب کند، مضطرب شود و بترسد و جایی که باید نگران شود

به هم بریزد. نباید به کودک نشان دهیم این دنیا ناامن و پیش بینی ناپذیر است.

 

لطفا از اشتباه هایی برایمان بگویید

که معمولا والدین حین برخورد با ترس کودک مرتکب آن می شوند.

در بیشتر مراجعانم می بینم وقتی کودکی دچار ترس می شود والدین نگرانند

اما سعی می کنند نگران نبودنشان را به کودک منتقل کنند در حالی که

کلامشان پر از نگرانی است. جالب است بدانید توضیح شفاهی نترسیدن

اثری وارونه روی کودک دارد مثل اینکه کودکم پرخاش کند، من سرش داد بزنم

که داد نزن! او قبل از اینکه محتوای کلام من را درک کند، شکل کلام را درک می کند.

به جای حرف زدن در مورد ترس ها باید به کودک نشان دهیم دنیا، امن است.

قبل از نوجوانی مداخله برای درمان ترس کودکان کاملا باید غیرمستقیم باشد.

بهترین اقدام این است که اضطراب والدین کنترل شود تا کودکان اول از والدین نترسند و احساس کنند کنار آنها دنیا امن است.

کودکان و ترسهای همیشگی

سلامت آیا می توان فرمولی ساده برای کنترل هیجان به والدین آموزش دهید؟

کودکان و ترسهای همیشگی

برای کنترل هیجان یک فرمول ساده وجود ندارد. باید تمرین کنیم.

فرصت ها را شناسایی و هیجاناتمان را کنترل کنیم. قرار نیست واکنش هیجانی نباشد

بلکه باید کنترل شده باشد. وقتی عصبانی هستیم باید اول خود را آرام کنیم

بعد به جای داد زدن با جملات آرام با فرزندمان صحبت کنیم. گاهی والدین می گویند:

«یعنی وقتی عصبانی هستیم داد نکشیم و بگوییم آفرین که خطا کردی؟»

نه! باید بگوییم خطا کردی و او را محروم کنیم اما واکنش هیجانی خودمان را ضریب دار نکنیم!

اگر می خواهیم کودکانمان ترس های بیمارگونه نداشته باشند، لازم نیست

همیشه مهربان باشیم بلکه باید مادر و پدر پیش بینی پذیر و مطمئنی باشیم. اگر مهربان هم بودیم که چه بهتر!

 

ممکن است ترس نشانه بیماری باشد؟

کودکان و ترسهای همیشگی

بله، ترس ها گاهی نشانه ای از مشکل دیگری اند. مثلا ترس از تغییرهای

ناگهانی و واکنش های تند نشانه اختلال هایی مثل اوتیسم است البته

به شرطی که مجموعه دیگری از نشانه ها هم وجود داشته باشد.

در این شرایط درمان ترس دیگر هدف اصلی نیست

کودکان و ترسهای همیشگی

 

امیدواریم این پست فرانیاز مورد توجه شما عزیزان قرار گرفته باشد.
 
همراه ما باشید در پورتال جامع فرانیاز فراترازنیاز
 
کودکان و ترسهای همیشگی در پورتال جامع فرانیاز

مطلب پیشنهادی

چطور بچه هارا از اعتیاد به اینترنت ترک دهیم ؟

چطور بچه هارا از اعتیاد به اینترنت ترک دهیم ؟

چطور بچه هارا از اعتیاد به اینترنت ترک دهیم ؟ نوجوانان اینترنتی بلای جان پدرو …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.