خصوصیات سلطه جویان و خویشتن سازان
📅
2016/06/22
👁 0 بازدید
⏱ 7 دقیقه مطالعه
فهرست مطالب
- ۱- خصوصیات اساسی:
- خصوصیات اساسی سلطه جویان و خویشتن سازان یا همان آگاهان
- سلطه جویان
- خویشتن سازان
- ۲- اختلافات سلطه جو و خویشتن ساز:
- الف) از دیکتاتور رهبر به وجود می آید.
- ب) از حسابگر آدم احترام گذار به وجود می آید.
- ج) از قلدر آدم حامی به وجود می آید.
- د) از قضاوتگر، آدم رک گو به وجود می آید.
- ۳- کسب کمال:
- ۴- نقایص:
خصوصیات سلطه جویان و خویشتن سازان در پورتال جامع فرانیاز فراتراز نیاز هر ایرانی
خصوصیات سلطه جویان و خویشتن سازان
۱- خصوصیات اساسی:
خصوصیات سلطه جویان و خویشتن سازان روش زندگی یک انسان سلطه جو شامل چهار مرحله ی فریب، ناآگاهی، کنترل و بدگمانی است. فلسفه ی انسان خویشتن ساز از زندگی نیز تحت چهار ویژگی خلاصه می شود که عبارتند از: شرافت، آگاهی، آزادی و اعتماد.خصوصیات اساسی سلطه جویان و خویشتن سازان یا همان آگاهان
سلطه جویان |
خویشتن سازان |
۱- فریب (تزویر، ظاهرسازی) انسان سلطه جو از حیله ها، فنون و مانورهایی استفاده می کند. وی با عمل و ایفای نقش، نفوذ خود را اعمال می کند. احساساتی که ابراز می دارد از روی اندیشه و متناسب با موقعیت انتخاب شده است. |
۱- شرافت (صفا، نبوغ و بی ریایی) انسان خویشتن ساز به درستی می تواند نمایانگر همه ی احساساتش باشد، از خصوصیات وی ساده دلی، ظاهر ساده و نشان دادن آن چه و تعمق هست، می باشد. |
۲- ناآگاهی (مردگی، بی حوصلگی) انسان سلطه جو از مواهب واقعاً مهم زندگی بی خبر است. وی دارای «دیدی تونل مانند» است فقط آن چه را بخواهد می بینید و می شنود. |
۲- آگاهی (هشیاری، زندگی، علاقه مندی) انسان خویشتن ساز به دقت به خود و دیگران توجه می کند و گوش می دهد. از طبیعت، و سایر ابعاد واقعی زندگی اطلاع کامل دارد. |
۳- کنترل (آگاه، ناخودآگاه) انسان سلطه جو به زندگی هم چون بازی شطرنج می نگرد وی راحت به نظر می رسد ولی در واقع به شدت کنترل می شود و تمایل به کنترل کردن دیگران دارد و در عین حال کشش های خود را از مخالفت خود پنهان می دارد. |
۳- آزادی (رفتار خود به خودی، گشاده دلی) انسان خویشتن ساز رفتاری خود به خودی دارد. برای اظهار توانایی های بالقوه ی خویش آزادی دارد، فرمانروای زندگی خویش است و به جای آن که یک عروسک خیمه شب بازی یا شیء باشد، حاکم بر اشیاء است. |
۴- بدگمانی (عدم اعتقاد) انسان سلطه جو اصولاً نسبت به خود و دیگران بدبین است. در اعماق قلب خویش به طبیعت بشر اعتمادی ندارد. در نظر وی ارتباط با سایر افراد بشر برای دو منظور کنترل کردن یا کنترل شدن است. |
۴- اعتماد (ایمان، اعتقاد)انسان خویشتن ساز نسبت به خود و دیگران، نسبت به زندگی و ادامه ی آن در هرجا که باشد اعتماد و اطمینان راسخ دارد. |
۲- اختلافات سلطه جو و خویشتن ساز:
خصوصیات سلطه جویان و خویشتن سازان هر انسان برای دنیا چیز تازه ای و از او انتظار دارند که طبق خصوصیات ویژه ی خویش در این دنیا به سر ببرد. وظیفه ی اولیه ی هر کس، بالفعل ساختن بی مانندی خویش و توانایی های بالقوه ای است که قبل از او وجود نداشته است و بعداً هم به وجود نخواهد آمد و به این جهت نباید دنباله رو و مقلد دیگران باشد، بلکه باید در حوزه ی عمل خویش حتی به فرض آن که دیگران در آن حوزه به حد کمال رسیده باشند با حداکثر توان کوشش کند. سلطه جو چنین تصور می کند که برای رفع نقایص خویش، بهترین راه، جنگیدن با خود و اطرافیان است. به نظر وی زندگی نوعی پیکار است که باید از استراتژی، تاکتیک، حیله یا بازی هایی که برای بقا لازم است سود جست. موقعی که در یک پیکار بازنده می شود تصور می کند همه چیز را از دست داده است. انسان خویشتن ساز زندگی را نه به صورت یک پیکار بلکه به منزله ی یک رشد مداوم می داند که می توان از طریق ادراک صحیح آن به تحول خود رسید. انسان خویشتن ساز به صورت ترکیبی از چهار نیروی بالقوه ی سازنده است که این خصوصیات خارج از قابلیت های بالقوه ی انسان سلطه جو است.الف) از دیکتاتور رهبر به وجود می آید.
رهبر به جای آن که دستور بدهد، هدایت می کند. وی قدرتمند است، ولی خود را تحمیل نمی کند. نقطه ی مقابل رهبر سازنده، همدل است. همدل نه فقط محبت می کند، بلکه خوب گوش می دهد و از نقاط ضعف خویش آگاه است. وی خواستار کار خوب است، ولی در عین حال تمایلات انسان نسبت به خطاکاری را هم می پذیرد (خود بازنده).ب) از حسابگر آدم احترام گذار به وجود می آید.
انسان خویشتن ساز به جای سوء استفاده یا استثمار، به خود و دیگران، نه به صورت اشیاء بلکه به شکل «اشخاص» احترام می گذارد. سازنده ی مقابل احترام گذار، ستایشگر است. ستایشگر نه فقط به دیگران متکی است، بلکه برای مهارت های مختلفی که دیگران باید ابراز کنند ارزش قائل است. وی از دیدگاه خود، ستایشگر عقاید و افکار مختلف است و برایش مهم نیست که دیگران مانند او فکر می کنند یا نه.ج) از قلدر آدم حامی به وجود می آید.
خودنما دشمن را ارج می نهد، ولی در کارش رک و بی پرده است. وی همچون قلدران دشمنی ندارد و تحکم گرا نیست. سازنده ی مقابل حامی، دلسوز است. دلسوز با آدم خوب و چاپلوس فرق دارد، وی انسانی مهربان، صمیمی و عاشق واقعی مردم است. انسان خویشتن ساز ترکیبی از حمایت و دلسوزی است که در رابطه با دیگران با تحکم است، ولی در عین حال مواظب رفتار خود با دیگران نیز هست. وی پرخاشگری را با ملایمت در می آمیزد.د) از قضاوتگر، آدم رک گو به وجود می آید.
رک گو مسئول کار دیگران نیست، ولی می تواند اعتقادات خود را با قدرت اظهار دارد. راهنما از کسی حمایت نمی کند و به دیگران چیزی نمی آموزد، ولی با ملایمت هر فرد را یاری می کند تا راه خود را پیدا کند. وی نه برای دیگران بلکه همراه دیگران فکر می کند. وی دیگران را در کمک به خود از طریق اظهار رک و بی پرده ی عقایدش رهبری می کند، ولی در عین حال به هر کس در اخذ تصمیم آزادی عمل می دهد.
نظرات کاربران
هنوز نظری ثبت نشده است.