رفتن به محتوای اصلی

دانلود رمان برای من بخون برای من بمون

دانلود رمان برای من بخون برای من بمون در پورتال جامع فرانیاز فراتر از نیاز هر ایرانی

دانلود رمان برای من بخون برای من بمون ,امروز در فرانیاز برای شما رمان عاشقانه ای قرار دادیم امیدوارم از این رمان خوشتان بیاد و از آن لذت ببرید.

دانلود رمان برای من بخون برای من بمون

دانلود رمان برای من بخون برای من بمون در پورتال جامع فرانیاز فراتر از نیاز هر ایرانی

رمان برای من بخون برای من بمون نوشته هاوین امیریان با بهترین فرمتهارا از  فرانیاز دانلود کنید .

با ما همراه باشید زیرا پاسخوی همه ی سلیقه ها با بهترین قلمها هستیم .

در ادامه جزئیاتی از داستان را برای شما قرار دادیم امیدوارم که مورد پسندتتان واقع شود.

 

 نام رمان: برای من بخون برای من بمون

ژانر رمان: عاشقانه

 تعداد صفحات: ۵۳۲

 نویسنده: هاوین امیریان

 

خلاصه داستان:

رمان برای من بخون برای من بمون داستان زندگی یه دختر نوزده ساله به نام عاطفه است

که عشق شدید و عجیبی به یک خواننده داره، تا اینکه یک روز اتفاقی از قاب تلوزیون برق حلقه ازدواج

رو تو دست خواننده محبوبش میبینه و بعد متوجه میشه که همون روز، روز عقد اون خواننده بوده

تا اینکه توی یه شب فوق العاده، قشنگترین و زیباترین اتفاق زندگی عاطفه با یه تلفن رقم می خوره

 

 

صفحه ی اول رمان:

بازم صداش تو گوشم پیچید.

اصلا یادم رفت اومده بودم توی اتاقم که چیکار کنم.

بدون معطلی سریع دویدم سمت تلوزیون توی هال.
بازم میکروفون به دست داشت می خوند.

بازم با این آهنگ جدیدش گل کاشته بود. زل زده بودم به صفحه تلوزیون.

نه صدای دیگه ای می شنیدم نه چیز دیگه ای رو می دیدم… فقط خودش .
وقتی به خودم اومدم برق یه چیزی رو توی دستش دیدم. توجه نکردم.

آهنگش تموم شد. چشمام خیس اشک بود. من کی گریه کردم که خودم نفهمیدم؟؟ …
با دستپاچگی اشکام رو پاک کردم و به بابام نگاه کردم. خداروشکر خوابیده بود.
دوباره برگشتم تو اتاق و نشستم پائین تخت دو طبقه مون.

بازم اشکام ریختن. این بار با اراده خودم ریختن.

توی افکارم غرق بودم که با تکون دستای کوچولوی خواهرم به خودم اومدم. نگاش کردم.
آتنا-: آبجی چی شد؟ … شعرش که اصلا گریه دار نبود؟…
خندیدم. میون گریه. و خدا می دونه چقد لذت می بردم ازاین کار.
آتنا-: آبجی ولی خیلی قشنگ بودا

تا حالا هیچ خواننده ای نبوده که همه ی همه ی آهنگاشو توی تلوزیون پخش کنن

یا کنسرتش رو اعلام کنن… ازبس که فقط چیزای خوب میخونه
یه چیزی تو دلم چنگ زد. دیگه به اشکام اجازه ریختن ندادم.

دستم رو نوازش گونه کشیدم روی موهاش و با لبخند پرسیدم
-: اخه تو چرا از هر کس و هرچیزی که من خوشم میاد

خوشت میاد؟… دوسشون داری؟؟… طرفدارشونی؟ …
آتنا-: چون سلیقه ات خوبه… تو خیلی خوبی آبجی…

خیلی دوستت دارم…

 

 

 

دانلود رمان با فرمت apk

حجم: ۹۹۸ کیلوبایت

 

دانلود رمان با فرمت epub

حجم: ۴۴۳ کیلوبایت

 

دانلود رمان با فرمت pdf

حجم: ۱۰٫۴ مگابایت

منبع: www.lovelyboy.blog.ir

برای این نوشته 0 نظر ثبت شده است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

برگشت به بالا