رفتن به محتوای اصلی

دانلود رمان برگ زرد پاییزی

دانلود رمان برگ زرد پاییزی در پورتال جامع فرانیاز فراتر از نیاز هر ایرانی

دانلود رمان برگ زرد پاییزی ,امروز در فرانیاز برای شما رمان عاشقانه ای قرار دادیم امیدوارم از این رمان خوشتان بیاد و از آن لذت ببرید. با برگ زرد پاییزی همراه باشید .

دانلود رمان برگ زرد پاییزی

دانلود رمان برگ زرد پاییزی در پورتال جامع فرانیاز فراتر از نیاز هر ایرانی

رمان برگ زرد پاییزی نوشته بهناز گرگانی رمانی عاشقانه همراه محک هایی جذاب  برای کسانی که خواهان رمان های معمایی عاشقانه هستند .

داستانی کوتاه با بهترین قلم برای شما عزیزان در نظر گرفتیم .لینک دانلود را با ۳ فرمت

در سایت به همراه خلاصه و قسمتی از داستان را قراردادیم امیدوارم که لذت ببرید .

با فرانیاز همراه باشید زیر ما پاسخگوی  همه سلیقه ها با بهترین قلمها هستیم .

 

 نام رمان: برگ زرد پاییزی

 ژانر رمان: عاشقانه، معمایی و اجتماعی

 تعداد صفحات: ۱۲۲

pdf تعداد صفحات :۱۱۹

 نویسنده: بهناز گرگانی

 

قسمتی از رمان برگ زرد پاییزی:

تنهای تنها در آن حیاط بی روح قدم می زند…
خسته تر از همیشه…
بی روح تر از همیشه…
و تنها تر از همیشه…
نسیم ملایمی می وزید. از موهای دو طرف بافته اش چند تار بلند، روی صورت بی روحش پخش بودند

که نسیم پاییزی آن ها را به رقص در میاورد…
صدای پرستار به گوش رسید که با مهربانی کاذبی گفت:
_عزیزم وقتت تمومه! باید بریم داخل هوا سرده…
بی هیچ حرکتی سر جای خود می ایستد…
پرستار به سمت او آمد و بازویش را با ملایمت و دقت تمام گرفت و او را به دنبال خود کشاند…
از پنجره ی طبقات بالا دکتر آنجا که پیرمردی مهربان و خنده رو بود، با افسوس به او می نگرید…
دلش برای آن دخترک همیشه ترسان و غمگین، می سوخت…
هر روش پزشکی و غیر پزشکی ای را امتحان کرده بود تا بتواند اندکی روی او نفوذ داشته باشد

و از گذشته اش سر در بیاورد اما چه فایده؟ 

هیچ کدام از روش های این دکتر با تجربه،تا به حال هیچ نتیجه ای صورت نگرفته…
به سمت پرونده ی مزشکی دخترک رفت و محتوا را برای هزارمین بار خواند:
_دلربا ستایش فرزند رضا ۲۰ سالشه و دیپلم تجربی و بیوه!
بیماریش هم فوبیا نسبت به آدمهاست…
سخت ترین نوع فوبیا…
این بیمار عجیب ذهن این دکتر را مشغول کرده بود…
نفسی کشید و رفت تا دوباره شانسش را برای نفوذ روی این دختر، امتحان کند…
به اتاق دخترک رسید…
لبخندی زد. تقی به در زد و آن را آرام باز کرد و داخل شد…
با دیدن صحنه ای که می دید علارغم صورت خونسردش، بسیار تعجب کرده بود…
اتاق های دیوار که قبلا به رنگ سفید بود، الان پر از نقاشی های عجیب غریب بود…

 

 

دانلود رمان  با فرمت apk

حجم: ۸۳۱ کیلوبایت

 

دانلود رمان با فرمت epub

حجم: ۵۶٫۳ کیلوبایت

 

دانلود رمان با فرمت pdf

حجم: ۱٫۲۸ مگابایت

منبع: رمان فور یو

یک نظر برای این نوشته موجود است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

برگشت به بالا